پایگاه خبری – تحلیلی “جمانیوز”(jamanews.ir) 

 

به عقیده ی ﺁﺭﺗﻮﺭ ﮐﺮﯾﺴﺘﻦﺳﻦ،  ﺍﯾﻦ ﺟﺸﻦ ﺩﺭ ﺍﺻﻞ ﺟﺸﻨﯽ ﺑﺎﺑﻠﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻬﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ۱۲ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﭘﺮﺳﺘﺸﮕﺎﻩ ﺍﺳﺎﮔﯿﻼﯼ ﻣﺮﺩﻭﮎ ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺷﺎﻩ ﺑﺎﺑﻞ …

 

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، حسین عیسوند اسدی: واژه نوروز ازپارسی میانه Nwklwc است که برگرفته از زبان اوستایی بوده برخی مورخان معادل اوستایی آن را.   Navaka raocah حدس می زنند .

نوروز اولین روز سال خورشیدی ایرانی برابر با اول فروردین ماه است که از دیر باز ایرانیان به همراه سایر ملل همسایه آن را نیک شمرده و جشن می گرفتند، در این روز مردمان با الهام از رستاخیز طبیعت و نوشدن طبیعت سعی می کردند باپوشیدن بهترین و تازه ترین لباس ها رستاخیزی به ظاهرخویش دهند و بارفتن به دیدن بزرگ ترها وکنارگذاشتن کینه ها وقهرها درون خویش رانیز دراین رستاخیز سهیم کنند و درکل می توان گفت نوروز یک رستاخیز تمام عیار است که آدمیان با الهام ازطبیعت ظاهر و درون خویش را تازه می کردند و از گه باستان تا اکنون نوروز را نیک شمرده و ارج می نهاد و می گذارند گرچه در طول زمان و دوره های مختلف شکل برگذاری این جشن تغیراتی باشکل امروزی داشته است اما شالوده اصلی نوروز یعنی نو شدن ظاهر و درون و نیک شمردن این روز بوده که دارای اهمیت بوده و هست.

 خاستگاه نوروز

درباره اینکه نخستین بار نوروز درکدامین فرهنگ وسرزمین خاستگاه داشته نظرات متفاوت است. برخی بر این باورند که نوروز یک فرهنگ از تمدن باستانی بابل است واین جشن نخستین بار درسرزمین بابل بنا نهاده شده است.

 به عقیده ی ﺁﺭﺗﻮﺭ ﮐﺮﯾﺴﺘﻦﺳﻦ،  ﺍﯾﻦ ﺟﺸﻦ ﺩﺭ ﺍﺻﻞ ﺟﺸﻨﯽ ﺑﺎﺑﻠﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻬﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ۱۲ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ
ﭘﺮﺳﺘﺸﮕﺎﻩ ﺍﺳﺎﮔﯿﻼﯼ ﻣﺮﺩﻭﮎ ‏(ﺧﺪﺍﯼ ﺑﺎﺭﻭﺭﯼ ﻭ ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﻭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺑﺎﺑﻞ ﺩﺭ ﻋﺼﺮ ﺣﻤﻮﺭﺍﺑﯽ ‏) ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺷﺎﻩ ﺑﺎﺑﻞ ﺑﺎ ﺷﮑﻮﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﯽﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺯﮔﻤﻮﮎ ‏(ﺟﺸﻦ ﺁﻏﺎﺯ ﺳﺎﻝ‏) ﻣﯽﮔﻔﺘﻨﺪ.

برخی نیز نوروز را به جمشید پادشاه کیانی نسبت می دهند.اشعار حکیم طوس درباب نوروز جمشید «چو خورشید تابان میان هوانشسته بر او شاه فرمانروا جهان انجمن شد بر تخت اوشگفتی فرو مانده از بخت او به جمشید بر گوهر افشاندندمران روز را “روز نو” خواندند».

 اما از برخی مکتبات و آثار باستانی به دست آمده می توان چنین نتیجه گرفت که نوروز قبل از جمشید هم در ایران عظیم و عزیز شمرده می شده است.

برای مثال ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه چنین آورده است: آن روز ٬روزتازه ای بودجمشیدعید گرفت گرچه پیش ازآن هم نوروز بزرگ ومعظم بود» وﺯﻧﺪﻩﯾﺎﺩ ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ ﺑﻬﺎﺭ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺸﻦ ﻧﻮﺭﻭﺯ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻮﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻭﺍﺝ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﻮﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻧﺪ .

در تخت جمشید سنگ نگاره ای هست(تصویرشماره ۱) که گویا نماد نوروز هست. دراین سنگ نگاره که مفهوم آن عتدال بهاری است شیروگاو درحال مبارزه هستن و در این روز قدرت آنان برابراست چون شیر نماد خورشید و گاو ‌نماد زمین بوده است، برسی خدایان مقدس و باورهای عیلامیان باستان که قبل از هخامنشیان بر فلات ایران (مخصوصا کوهستان های زاگرس ودشت های اطراف آن) حکم رانی می کردن بر ما روشن می سازد که شیر به عنوان نماد خورشید و گاو نگه دارند زمین بعنوان یک فرهنگ ازساکنان هلتمتی باستان بوده است.

هلتمتیان قدیمی ترین مردمی بودن که شیر رانماد قدرت واقتدارآسمان (خورشید) و گاو را نماد کوهستان٬ زایش و برکت یا نمادزمین می دانستن اولین نماد شیر در عیلام باستان مربوط به ۴۰۰۰ سال ق.م است که مهری است به قطر۳.۶میلی متر وارتفاع ۱.۴میلی متر که درآن نقش شیروگاو درحال نبرد نمایان است (تصویرشماره۲).

در نگاه عیلامیان شیرمقتدرترین و شجاع ترین حیوان است که آن را برای حفاظت ازشهرها ومعابر به کارمی بردند. نگاره های زیادی از عیلامیان وجود دارند که برروی سفال٬فلز وسنگ هستند که باتوجه به آنان می توان گفت که نماد شیر در عیلام باستان برگرفته ازصورفلکی است که پرنورترین وبزرگ ترین ستاره صورت فلکی قلب شیر است.

این ستاره درخشان ترین و گرامی ترین ستاره ها نزد عیلامیان بوده است و نماد پادشاهی است در باور عیلامیان هنگامی که خورشید به گه انقلاب زمستانی در حال فرورفتن در مغرب بوده در همان لحظه ستاره درخشان شیر درحال برآمدن ازمشرق بوده است این ستاره جای خورشید را تا بامداد روز بعد می گرفته است البته لازم به ذکر است که حضورشیر درمعماری وهنرکاسیان نیز ثابت می کند درنزد کاسیان که شایدهمان عیلامیان کوهستان بوده باشند نیز چنین باوری از شیر وگاوه وجود داشته است.

باتوجه به باورها ونماد های عیلامی-کاسی شیر نماد قدرت آسمان (خورشید) و گاو نماد برکت وکوهستان (زمین) می توان چنین نتیجه گرفت که آیین وباور نوروزاز گه عیلام وکاسیان(شاید عیلامیان کوهستان) وجود داشته و در دوره های شکل وسبک بزرگ داشت آن متفاوت بوده است اما دراین نوشتار سعی داریم رسم های لری مخصوص نوروز را بنام «نوروزلری» تشریح کنیم.

بسیاری از اعمال نوروز مثل دید و بازدید ورفتن به سرقبر درگذشتگان وپوشیدن لباس نو درمیان همه ی مللی که نوروز را عزیز می شمارند مشترک است اما درمیان لرتباران یک سری رسم و آداب هست که درنزد سایر ملل وجود ندارد (به استثنای برخی مردم کرد که اشتراکات زیادی با مردم لرتباردارند) در آخرین شب سال که فرادی آن روز نوروز هست «به لری شوعید» جوانان گرد هم آمده (گئل) و هرکدام شالی بلند (یا شال کمر یا بستن چند گلونی لری به هم) به همراه خود می آورند سپس به چند دسته سه یا چهار نفر تقسیم می شوند و هردسته «در لری گئل» چندین خانه را برای خود انتخاب می کنند و بربام خانه ها می روند و از دریچه یا پنجره خانه شال رابه خانه مورد نظر آویزان می کنند و به آویزان کردن شال در لری بختیاری می گویند «شال دورکردن» و لری فیلی« شال دورکی» گفته می شود وصاحب خانه نیز با دیدن شال خوشحال شده ومقداری خوراکی (قند٬ تخم مرغ٬ کشمش٬ گردو٬ بادام و…) به گوشه ی شال «درلری گیل شال»می بندد واز صاحب شال می خواهد که شال خودش را بالا بکشد.

صاحب شال «در لری مینجایی؛ شال ون یا شال دورکو» درفاصله ی زمانی شال را به خانه آویزان می کند تا زمانی که آن را بالا بکشد اشعاری دعا گونه برای صاحب خانه می خواند وازخداوند می خواهد که دراین اولین روز وشب های سال خیر وبرکت به خانه ی مورد نظر عطا کند واگر صاحب خانه دختر دم بخت دارد ازخدا می خواهد که بخت سفید و بلندی نصیب دختر صاحب خانه شود بخشی از این اشعار که به لری مینجایی هست درزیر آورده می شود:

***********نون و پنیر و شیره

***********کیخواه حونت نمیره

**********جله بوئیت بچو‌وایک رویم لو بون

*********دور بکیم  گلونیمون کشمش بونن دش سیمو

این آیین «شال ونون یا شال دورکه »یک فرهنگ مشترک «به لری هومبهری» است که دربین لرهای بختیاری ولرهای فیلی «لک ٬مینجایی و… » مرسوم است و وجه ی خاصی به نوروز ولات لر می دهد که ما آن را بنام «نو روژ یا نوروز لری» نام خواهیم نهاد.

لازم به ذکراست که رسم «شال ونون یا شال روکی» در لرستان فیلی در شب یلدا هم انجام می شود که سبک و بنیان آن کاملا به صورت شال انداختن درشب نوروز است.

 

تصویر شماره یک:

تصویر شماره دو:

 

***حسین عیسوند اسدی ****لور*****

این خبر را به اشتراک بگذارید :