پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

فرار مغزها به عنوان يک آسيب اجتماعي مختص کشورهاي جهان سوم، بيش از يک ربع قرن است که جوانان جهان سومی را نيز به دام خود گرفتار کرده است. اين عارضه که از منظر آسيب شناسان به نوعی استثمار شدگی کشورهای جهان سوم، توسط کشورهای توسعه يافته محسوب مي‌شود به عنوان مخرب‌ترين بحران اجتماعی شناخته و تعريف شده است

بیژن ضامنی؛ در ابتدا بر خودم لازم میدانم که تعریفی مختصر از واژه فراز مغزها ارائه دهم.
فرار مغزها به عنوان يک آسيب اجتماعي مختص کشورهاي جهان سوم، بيش از يک ربع قرن است که جوانان جهان سومی را نيز به دام خود گرفتار کرده است. اين عارضه که از منظر آسيب شناسان به نوعی استثمار شدگی کشورهای جهان سوم، توسط کشورهای توسعه يافته محسوب مي‌شود به عنوان مخرب‌ترين بحران اجتماعی شناخته و تعريف شده است.
موضوع مهاجرت نخبگان بحث تازه‌ای نیست، بلکه پدیده‌ای است که از دیرباز تاکنون به گونه‌های مختلف و چشمگیری در کشورهای جهان سوم دیده می‌شود و از این رهگذر در این کشورها صدمات جبران‌ناپذیری در بخش اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تام ابعاد گوناگون جامعه وارد می‌شود که شاید جبران آن یکی از دشوارترین کارها برای این قبیل کشورها باشد.
.پیشرفت و توسعه یک کشور مرهون پیشرفت و توسعه فناوری و نیز نیروی انسانی ماهر، نخبه و کارآزموده است. فرار مغزها در واقع، فرار سرمایه‌های انسانی است؛ سرمایه‌هایی که با صرف هزینه‌گزاف به دست می‌آید و فرار این نیروها به آن معناست که جامعه از علم، تخصص و مهارت‌های فنی آنان محروم می‌ماند. درواقع سرمایه بسیار ارزشمندی به نام نیروی انسانی متخصص که هزینه‌های بسیار زیادی صرف تربیت آنها شده است دقیقا در زمانی که باید به ثمر بنشیند با بی‌برنامگی و ضعف‌های ساختاری تقدیم کشورهای توسعه‌یافته می‌شود.
عوامل فرار مغزها که به دو دسته تقسیم می‌شوند
عامل خارجی:
فراهم بودن وسایل و ابزار تحقیق و پژوهش در برخی كشورها .
كیفیت و سطح زندگی از لحاظ امكانات رفاهی،در نظر گرفتن تسهیلات ویژه‏ای برای محققان ومتخصصان و نیروهای نخبه علمی در كشورهای پیشرفته.
عامل داخلی:
صلب آزادي تفكر وبيان .
نداشتن امنيت شغلي و تامين اجتماعي .
نداشتن امكانات آموزشي و علمي مناسب و پيشرفته .
فرصت شغلي محدود و تبعيض در استخدام .
عدم امكانات ثبت اختراعات .
فرهنگ كاري نا كارآمد .
عدم تعادل درآمد و هزينه .
نبود آزادي فردي اجتماعي و مسائل طبقاتي .
بي عدالتي، راهکارها برای جلوگیری از فرار مغزها : باید به این دشواری بزرگ به عنوان یک پدیده ملی نگاه شود. دولت و مجلس و رسانه‌های همگانی نسبت به حل آن عزم ملی از خود نشان دهند.
وجود ثبات و آرامش سیاسی و همدلی، همکاری و وحدت نیروهای خودی و احزاب سیاسی و مسئولان زمینه ساز ثبات و آرامش روحی افراد خواهد بود و این خود زمینه ساز حل بسیاری از مشکلات.
تأسیس مرکز کاریابی برای فارغ التحصیلان و نخبگان دانشگاهی از جمله اقدامات بایسته است تا دانشجو پیش از فراغت از تحصیل بتواند بنا بر علاقه و نیاز، شغل آینده خود را انتخاب کند و به محض فراغت از تحصیل در مراکز مورد نیاز، به خدمت گمارده شود.
ارتباط صنعت و دانشگاه از جمله عوامل مهمی است که موجب جلوگیری از فرار مغزها می‌شود.تأسیس شهرک‌هایی برای محققان و تأمین همه نیازهای علمی، تحقیقاتی، مادی و معنوی آنان در این مجموعه، به گونه ای که آنان بتوانند با خیالی آسوده به حل معضلات علمی و فرهنگی جامعه همت گمارند، مطلوب است. روشن است که برای هر مجموعه علمی همسویی، می‌توان چنین کاری کرد؛ بخش صنعت، بخش کشاورزی، بخش خدمات، علوم انسانی، علوم پایه و….
تجدیدنظر جدّی در وضع دانشگاه‌ها و بودجه‌های تحقیقاتی آنان و تخصص اعتبارات و امکانات ویژه ای برای آنان در راستای تحقیق و پژوهش باید مورد توجه باشد.

 

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

 

 

این خبر را به اشتراک بگذارید :