پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)
آنچه که امروزه مصداق تلنگر جدی فرهنگی برای این استان است انتشارکلیپ سراسر تاسفباری هست که توسط یکی از فرهنگیان استان در فضای مجازی تمام لایه های جامعه را درگیر خودکرده بطوریکه دامن مردم پرشد از آه و افسوس!!! و شدت جریحه دار نمودن وجدان جمعی جامعه زمانی به سدره المنتهی رسید که کنشگر عملی هدایای قید شده در این کلیپ را منتسب به رییس خانه فرهنگ استان دانستند و چنین شد که شیشه نازک بخشی از فرهنگ جامعه به زمین خورد وشکست
 
 استان کهگیلویه و بویر احمد دیری نیست که مجوز استان شدن را از وزارت کشور دریافت کرد و به قول استاد بهمن بیگی تنها استانی بود که با صدای گلوله و متکی به رشادت مردان غیور و زنان سلحشورش امتیاز استان شدن را از آن خود کرد و این استان از یک سو اکثر مناطق آن بکر و دست نخورده و همچنین دارای فرهنگ عشیره ای و قومی و جامعه ای توسعه نیافته و در حال گذار می باشد و از سوی دیگر چگالی تراکم اخلاقی حاکم بر فرهنگ استان در حدی هست که ابسیلونی از برچسب های اجتماعی می تواند به ترور حیثیت خانواده و یا ایلی بینجامد ضمنا این استان داری شهرهاي تازه تأسيسی هست‌ که قدمت شهرنشيني زيادي ندارد واکثر افرادي که در اين شهرها زندگي ميکنند از يک طرف، خانواده ي آنها قبلاً روستايي و عشايري و شغل اصلي آنها دامپروري و کشاورزي بوده و بعد از سال ۱۳۴۲ به اين شهرها مهاجرت کرده اند از طرف ديگر اکثر آنها از طوايف مختلف با فرهنگهاي محلي و لهجه هاي لري متفاوت در کنار هم زندگي ميکنند. استقرار آنها در نقاط گوناگون شهرها سبب پيدايش محلّات مختلف با خرده فرهنگهاي متفاوت شده است. در اين چنين شرايطي پيوستگي فرد با واحدهاي اجتماعي اساسي که او را به جامعه پيوند مي‌دهند،گسسته‌ مي‌شود و مکانيزمهاي غيررسمي کنترل اجتماعي، بر‌آنها نظارت و‌کنترلي ندارند .از طرف ديگر قانون و مقررات رسمي نيز در کشور ما بخاطر شکاف تاريخي مردم و حکومت تأثير جدي ندارند .
بنابراين اکثریت افراد نه پايبند‌‌‌‌‌‌‌‌ هنجارهاي عرفي ـ اجتماعي اند و نه به هنجارهاي قانوني و رسمي تمايل دروني دارند و تنها مانع ارتکاب نابهنجاري و جرم توسط آنان، مجري قانون است. از طرف ديگر بسياري راههاي ديگر که در جامعه ي ما براي فرار مجرمين و متخلفين از نظارت رسمي بيروني وجود دارد. بر این اساس مجموعه شرايط اجتماعي و فرهنگي ياد شده سبب شده است که ناهنجاريهاي گوناگون در بین اقشار مختلف در کشور و به ویژه استان به نحو نگران کننده اي شيوع پيدا کند و چهره ي اين استان ‌ را مخدوش نمايد. چرا که در جامعه ای که نظارت و کنترل اجتماعی درونی و بیرونی توامان با هم هماهنگ نباشند جامعه پذیری به نحو مطلوب صورت نمی گیرد و همین زمینه ای می شود که افراد به فرهنگ جامعه به طور کامل مقید نشوند و گهگاهی هنجارها و قواعد جامعه را بشکنند و از آن عدول کنند. جهان کنونی جو دنیای مدرنیته ای استنشاق می کند که توسط رسانه ها و تغییرات اجتماعی نمایندگی و مدیریت می شود به طوری که مک لوهان آنرا دهکده جهانی نامیده است و چنان رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی یک بعد از فضای جهان را به عنوان یک قدرت برتر به هم تنیده اند که به قول آنتونی گیدنز فشردگی زمان و مکان را به همراه داشته است به نحوی که خبری و پیامی می تواند گرداگرد زمین را در کسری از ثانیه در نوردد و آن پیام به عنوان حامل هویت اجتماعی و نماد فرهنگی کشوری و جامعه ای در معرض قضاوت جهانیان قرار گیرد و رویکرد فرهنگی آنها را نسبت به کشوری رقم زند.چنانچه همرا با این تغییرات تکنولوژی و اقتصادی در صدد فرهنگ سازی عقلانی منطبق با شرایط تغییر نباشیم ناخودآگاه اضمحلال فرهنگی فاجعه باری را برای خود و آیندگانمان رقم خواهیم زد.
آنچه که امروزه مصداق تلنگر جدی فرهنگی برای این استان است انتشارکلیپ سراسر تاسفباری هست که توسط یکی از فرهنگیان استان در فضای مجازی تمام لایه های جامعه را درگیر خودکرده بطوریکه دامن مردم پرشد از آه و افسوس!!! و شدت جریحه دار نمودن وجدان جمعی جامعه زمانی به سدره المنتهی رسید که کنشگر عملی هدایای قید شده در این کلیپ را منتسب به رییس خانه فرهنگ استان دانستند و چنین شد که شیشه نازک بخشی از فرهنگ جامعه به زمین خورد وشکست. و البته مردم درلحظه پخش شدن کلیپ در کنه خویش مردد بودند که چنین موضوعی واقعا مربوط به رئیس خانه فرهنگ باشد بویژه ایشان که بین مردم استان به صداقت ،مردمداری ،اخلاق و ادب مشهور می باشند. به هر صورت کاری نمی توان کرد،اتفاقی بود که افتاده بود .این موضوع فارغ از صحت و سقم آن می توانست دستاویزی کافی باشد تا عرصه اجتماعی فرصتی برای به مجادله کشیدن فرهنگیان و یا تسویه حساب های سیاسی باشد که البته این یک وجه این منشور چند وجهی بود. اما وجه دیگری که تاسف بارتر از دیگر بعدها بود ، این بود که این شیشه نازک توسط فرهنگی دیگر که خود حامل و انتقال دهنده ارزشهای جامعه از نسلی به نسل دیگر است؛بر زمین کوبیده شده است. اما دیری نپایید که رئیس دستگاه فرهنگ استان نسبت به انتشار این کلیپ واکنش نشان داد و اصالت موضوع را از بن و بیخ تکذیب کرد و در پی آن ؛ اهدا کننده هدایا با مصاحبه ای هدایای فرستاده شده را منتسب به سازمان مردم نهاد زاگرس دانست که هیچ گونه ارتباطی با خانه فرهنگ استان و مدیر آن نداشت. در این صورت بود که چراغ امیدی در دل ها روشن شد و زمان به بی گناهی خانه ی فرهنگ گواهی داد و عصمت آنها را به گوش تاریخ رسانید و این طور شد که مردم از این خبر خوشحال شدند و جامعه فرهنگی به خود بالید که این بار خانه فرهنگ و مدیر آن در آزمون بداخلاقی جامعه مردود شد که این شرط قبولی و سرافرازی بود به قول لقمان حکیم ادب از کی آموختی؟!……..؛ اما از این جهت که یک فرهنگی بدون تامل ، تحقیق و آینده نگری یک کلیپ سراسر دروغ را آماده و در فضای مجازی انتشار دادند هرگز وجدان جمعی التیام بخشیده نشد چراکه کلیپ به عنوان نماد فرهنگی استان و حتی کشور در کسری از ثانیه ابعاد جهان را درنوردید و حیثیت و شرافت کشور به ویژه استان را به خاطر بی تاملی بر زمین ریخت. بنابراین از آنجایی که رسانه‌های جمعی با فراهم آوردن چارچوب‌های مفهومی برای تفسیر و پردازش اطلاعات، به نگرش‌های افراد در خصوص مسائل مدنی، موضوع‌های سیاسی و امور عمومی جامعه، جهت می‌دهند و به شکل‌گیری مفاهیم و رفتارهای خاص کمک می‌کنند. لذا پخش این کلیپ در فضای مجازی پتک محکمی شد تا بر جبین فرهنگ استان فرود آید و همانند تیری در دست تفنگداری مبتدی قرار گرفت و رها شد که پر از باروت آتش زای تهمت و افترا بود و بر استوانه قامت وجدان جمعی جامعه بویژه جامعه ی فرهنگیان فرود آمد تا وجدان جامعه را چنان جریحه دار سازد که زنگ خطری برای سیاست گزاران جامعه شود که با فریاد( اقم فانذر) بیدارشان کند که فرهنگ استفاده از رسانه ها به کجا رفت؟ حس کنجکاوی و پرسشگری چه شده؟باب تهمت ، دروغ و بداخلاقی چرا باز شده؟ سرمایه های فرهنگی جامعه چرا یکی پس از دیگری قربانی می شوند؟ چه شده که قواعد اخلاقی و ادبی جامعه دچار فرسایش شده اند؟آیا سیبل شدن مدیرخانه فرهنگ مسیری نو را بر ما می گشاید که به خود آییم و دنبال چاره باشیم؟ هر طوری که ما فکر کنیم….!!! اما از منظرجامعه شناسی نتیجه بهتان و افتراء به افراد جامعه اینست که می تواند نظام اجتماعی را دیر یا زود از هم بپاشد و عدالت اجتماعی را از بین ببرد ،اعتماد اجتماعی مردم به عنوان یک سرمایه جامعه از یکدیگر سلب شود و زمینه‎ی آنومی فراهم گردد و انسجام و همبستگی جامعه سست شود. بدون شک چنین جامعه‌ای نه تنهاضریب دوام و بقاء اجتماعی کاهش می یابد بلکه بستر سقوط آن با رشد فزاینده ای فراهم خواهد شد.و اگر هم از منظر دینی نگاه کنیم ؛امام صادق علیه السلام ـ فرموند: هر گاه مؤمنی برادر مؤمن خویش را متهم سازد و به او تهمت بزند ایمان از قلب او محو می‌شود همچنانکه نمک در آب ذوب می‌گردد. و وقتی ایمان مؤمن ذوب شد و دیگر اثری از ایمان در قلبش باقی نماند جایگاهش دوزخ است چنانکه پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم  فرمود : “هر کس به مرد یا زن با ایمانی بهتان بزند یا درباره‎ی کسی چیزی بگوید که در او نیست خداوند در قیامت او را بر تلی از آتش قرار می‌دهد تا از آنچه گفته است خارج شود”.
بنابراین براي تغيير اين وضعيت و کاهش ميزان و شدت آن، اقدامات آگاهانه ي گوناگوني بايد انجام شودتا مبادا بار دیگر فرهنگ استان در زیر یوغ چرخ های سنگین و دهشتناک بی تاملی و بدون تحقیقی له شود ، می طلبد از امروز شروع کنیم که فردا دیر است، تا سلول های سرطانی بی تدبیری در شریان های خونی جامعه هنوز که به طور کامل رسوخ نکرده و به قلب نرسیده، کاری کنیم و این جهل ندانم کاری ها را با فرهنگ سازی و آگاه سازی بزداییم و شاید اولين گام ضروري در اين راه تهيه ي تصويري روشن و صريح از انواع گوناگون نابهنجاري اجتماعی و فرهنگی است به گونه اي که بتوان براساس آن ريشه هاي نابهنجاريهاي گوناگون را يافته و راهکارهاي عملي براي کاهش‌آنها پيدا کرد.گرچه معتقدیم که اشاعه دهنده آن کلیپ ، اگر چه عامدا مرتکب چنین فعلی شده باشد و اهداف و اغراض خاصی را دنبال کرده باشد اما شک ندارم خود قربانی بی تدبیری شد که هرگز به عواقب منفی فرهنگی آن نیاندیشیده بود و بدون تحقیق و شتاب زده چنین بهای سنگینی را برای دستگاه فرهنگ به ارمغان آورد که البته چنین روال اشتباه و بدون تامل و شتابزده نماد کنونی وضعیت جامعه ی در حال گذار ماست و این کلیپ می تواند انگشت اشاره ای باشد به فروپاشی اخلاقی در جامعه تا متولیان امر فرهنگی جامعه را بیدار کند.
حزب مجمع فرهنگیان ایران شعبه  استان کهگیلویه و بویر احمد
پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

این خبر را به اشتراک بگذارید :