پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

هر چند که دولت موقت تلاش نمود تا فضای موجود جامعه ایرانی را به سمت همسویی سیاست خارجی با منافع ملی سوق دهد اما در این حرکت عملا مجالی برای عرض اندام نیافته بود. در این زمان ریگان عملا بر کرسی ریاست جمهوری آمریکا نشست و برنامه هایی را در زمینه سیاست و اقتصاد آمریکا که از نگاه او باعث سربلندی و افتخار مجدد آمریکا در عرصه جهانی می شد را به عنوان دکترین خویش اعلام نمود.

همزمان با پیدایی نظام جمهوری اسلامی و از دست رفتن یکی از عمده‌ترین پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه یعنی ایران که ایالت متحده آمریکا در مقابله با پیشروی شوروی از آن به عنوان ستون نظامی بهره برداری می نمود، سبب شد تا در افکار عمومی جهان غرب به ویژه آمریکا رویکرد منفعلانه دولت جیمی کارتر را یکی از مهمترین عوامل این رخداد بزرگ در خاورمیانه به حساب اورند. و از منظر جهان آن روز، علت بروز انقلاب در ایران و مسئله گروگانگیری در صحنه داخلی آمریکا و بین المللی باعث شد تا دولت جیمی کارتر به عنوان دولتی ضعیف و ناتوان جلوه نماید، رونالد ریگان رقیب جمهوری خواه او در متینگ های انتخاباتی خود از افول قدرت آمریکا سخن به میان آورد و با تحریک احساسات ملی گرایانه و احیاء مجدد ابر قدرت آمریکا به کمک دست راستی های افراطی آمریکا به ریاست جمهوری رسید. جیمی کارتر متمایل به مذاکرات وصلح جهانی و از منظر حقوق بشری به تحولات داخلی ایران می نگریست و فرصتی را برای ایران به وجود آورده بود که فضا و شور انقلابی سال های نخست انقلاب اجازه استفاده از این فضا را نداده بود.
هر چند که دولت موقت تلاش نمود تا فضای موجود جامعه ایرانی را به سمت همسویی سیاست خارجی با منافع ملی سوق دهد اما در این حرکت عملا مجالی برای عرض اندام نیافته بود. در این زمان ریگان عملا بر کرسی ریاست جمهوری آمریکا نشست و برنامه هایی را در زمینه سیاست و اقتصاد آمریکا که از نگاه او باعث سربلندی و افتخار مجدد آمریکا در عرصه جهانی می شد را به عنوان دکترین خویش اعلام نمود.
او توانست ملیتاریسم آمریکا را که در زمان کارتر دچار ضعف شده بود را از نو احیاء نماید، سیاست مهار شوروی را با هم پیمانی متحدان آمریکا در دستور کار قرار داد و عظیم ترین تمرکز نظامی زمان صلح را در آمریکا به وجود آورد و دست بخش خصوصی و شرکت های نظامی را در حوزه صنایع نظامی و تسلیحاتی آمریکا باز گذاشت. و تبلیغات گسترده ای را علیه تروریسم سیاه و کمونیسم سرخ به راه انداخته و به نحو بی سابقه ای تقویت توان نظامی و دفاعی آمریکا را سرعت بخشیده و تجدید و نوسازی سلاح های استراتژیک را به شدت مورد توجه قرار داد و عملا ریگان طرح گسترده خویش را بنام (ابتکار دفاع استراتژیک) یا (جنگ ستارگان) را به عنوان مهمترین برنامه نظامی آمریکا به مرحله اجرا در آورد و با حضور نیروهای واکنش سریع آمریکا در اقیانوس هند و خلیج فارس موقعیت تهاجمی امپریالیسم آمریکا را به رخ جهانیان کشاند. و از این زمان است که آمریکا با حمله به سکوهای نفتی ایران، سرنگونی هواپیمایی مسافربری شرکت ایران ایر و اسکورت نفتکش های کشورهای خلیج فارس بویژه کویت و همچنین کمک های اطلاعاتی و تجهیزات نظامی به ارتش عراق و فشار به ایران جهت پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را در دستور کارخود قرار داده بود.
و اینک پس از چهار دهه شرایط همسان با نخستین سال های انقلاب اسلامی و رویه های مشترک بین رونالد ریگان و ترامپ شناخت واشراف براوضاع حاکم بر سیاست آمریکا را ضروری تر از همیشه کرده است. و تاریخ گواه آن است که ما به خوبی از اوضاع جهانی در زمان جیمی کارتر در ابتدای انقلاب و اوباما در سال های اخیر بهره نبرده ایم. و به ویژه ما از فرصت های طلایی پیش آمده در دوره اوباما می توانستیم بیش از آن که وجود داشته استفاده نمائیم. باید دانست که دنیای غرب منهای آمریکا سرابی بیش نیست و هرگز قدرت ها و اتحادیه های جهانی بدون آمریکا در هیچ یک از مناقشه های جهانی توان عرض اندام نداشته و ندارند و باید این پیام تلخ را دریابیم که متحدان اروپایی و آسیایی ما چون روسیه و آلمان و ایتالیا و چین و … در بزنگاه های حساس تاریخی پیوستگی با آمریکا را بر ما ترجیح خواهند داد، چنان که بار ها در جلسات شورای امنیت جهانی دیده ایم. و ترس کمپانی های اروپایی از تحریم های آمریکا در همین ماه گذشته به آشکارا بر همگان ثابت گردیده است تا جائیکه متحد قدرتمند ما آلمان!!! بدون اجازه آمریکا حتی توان تامین بنزین هواپیمای دکتر ظریف را نداشته است. به همین جهت سیاست خارجی ما بیش از پیش باید معطوف به محور منافع ملی گردد و از شعارهای افراطی گرایانه، مالیخولیایی و دشمن تراشانه دوری جوید. ما در سال های گذشته و به ویژه از دوره دولت احمدی نژاد بدون برنامه و به دور از هرگونه نگاه کارشناسانه به اوضاع جهانی وارد گردیده و غیر معقولانه و بدون آگاهی از شرایط حاکم بر جهان بانگ هماورد طلبی سر داده ایم و به قطعنامه ها و قوانین بین المللی وقعی نگذاشته ایم و رئیس جمهورمان خطاب به کشورهای شورای امنیت جهانی گفته بود که آن قدر قطعنامه دهید تا قطعنامه دانتان پاره شود؟!!! و بعدها نتیجه قطعنامه ها را با کاهش ۴۰۰ درصدی ارزش پول ملی کشورمان دیده ایم؟!!! و برای فروش نفت کشورمان ناگزیر از استفاده و اجاره پرچم کشور های دیگر برای کشتی های نفت کش خویش گردیدیم. و افتضاح بزرگتر اینکه دست به دامن دلال هایی چون بابک زنجانی شدیم؟!!!
و اما امروزه باید از وقایع گذشته تجربه بیاموزیم و در مواجهه، با آمریکای ترامپ باید دوران آمریکای ریگان را به خاطر آوریم، و ما هرگز از رفتارهای غیرعاقلانه با جامعه جهانی استفاده ننمایم. باید دانست که رقیبان و همسایه گان منطقه ای ما، چون ترکیه و عربستان از بحران روابط ما و دنیای غرب و رواج تبلیغ ایران هراسی در جهان بیشترین بهره برداری را نموده اند. و روسیه نیز بارها ثابت کرده است که از دوستی پایداری برخوردار نیست و آنچه را که به ما می فروشد به دشمنان قسم خورده ما نیز می فروشد. بنابراین باید هوشیار باشیم و بدانیم که نتیجه قهری تندروی در سیاست خارجی اعلام آماده باش به جنگ افروزان اسرائیلی و آمریکایی و سعودی برای هجومی مرگبار به ایران است. در حالی که ترامپ و حاکمین مرتجع سعودی بر طبل جنگ می کوبند، باید بدانیم که فرصتی برای تکرار اشتباهات دوره گذشته نداریم و باید دانست که عاقلانه ترین راه برای خنثی کردن نقشه های آنان، پرهیز از رفتارهای نسنجیده در مناسبات خارجی و دیپلماسی هوشمندانه است. و در عرصه داخلی نیز نیاز به وحدت ملی و همگرایی همه جناح های سیاسی درون کشور بیشتر از گذشته احساس می شود. و باید دانست که منافع ملی به منافع حزبی و گروهی ارجحیت دارد و تنها راه پایداری کشور در برابر تهاجمات احتمالی دشمنان، حفظ انسجام همگانی آحاد جامعه ۸۰ میلیونی ایران است.

حسن امیریان

کارشناس ارشد تاریخ جهان

 

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

 

این خبر را به اشتراک بگذارید :