پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

جنگ،کشتار،فقر،آزار،ناامنی،دیکتاتوری،تضادطبقاتی،نارضایتی،خشونت وبی نظمی و..وهمه پیامدناآگاهی ازجامعه وروابط ونیازهای واقعی آن است.جامعه رابایدمانندیک پیکرزنده دیدوشناخت ونیازهای واقعی آن رادرک کردوپاسخ گفت تاآرامش وخرسندی ورفاه وشادمانی ورونق وتوسعه وفراوانی درآن روی نمایدوسلامت وتوازن وتعادل اجتماعی به بارآید.بیشترنابسامانیهای جامعه بشری ریشه درعدم شناخت وناآگاهی ازحال ووضع جامعه ودرنتیجه
عدم پاسخگویی به نیازهای واقعی آن دارد…شناخت ودرک درست جامعه ونیازها وروابط آن زمینه سازشکل گیری جامعه سالم وشکوفاست

انسان به سه گونه آگاهی برای درست تر وبهترزیستن نیاز دارد:
نخست آگاهی ازخویشتن که دوجنبه جسمانی وروانی دارد.برای شناخت جسم وکارکرداجزاء آن به دانش تجربی وپزشکی نیازهست.

هرچه دانش وآگاهی انسان نسبت به بدنش بیشترباشد،بهترمی تواندآن رادرسلامت نگه داردوازآن بهره جوید.بدن سالم برای بهترزیستن امری پسندیده وموردنیازاست.بسیاری ازبیماریها ازآنجاناشی می شوندکه انسان شناخت کافی ازجسم خوددنداردونیازواقعی آن رابه درستی نمی شناسدوبدین روی جسم به ناخوشیهاوبیماریهادچارمی شودوازکارمی افتد.انسان هم بایدجسم خودراازراه تجربه وعلم بشناسدوهم نیازهای درست وواقعی آن را.آنکه جسم ونیازآن رانشناسد بابدن خودکاربکندکه آن رانسازدوبه بیماری گرفتارش کند.
دیگر آگاهی ودانش درباره روان آدمی است.شناخت درونی وروانی ونیازهای واقعی روان، مایه وریشه درست اندیشی وکشف حقیقت خویش وزندگی بهترو نیک وشادوخرسندزیستن است.درراه شناخت روان ودرون می توان ازدانش روانشناسی ودست آوردهای تجربی بشروعرفان بهره جست؛تاروان ونیازهای
درست وواقعی آن به خوبی شناخته شودوانسان ازاین شناخت برای خوب زیستن بهره ببرد.بدین روی نیک گفته اندکه شناخت خویشتن کلیدگشایش رازهاومهارتهاوهنرزیستن آدمی ونیز
خداشناسی است واین جمله پرمعنای سقراط هنوزدرگوش تاریخ طنین اندازاست که:”ای انسان خودت رابشناس”وهمونیزگفته است که:”ریشه همه بدبختیهای بشرنادانی است”
واین شناخت روان برای زیستن ودرک معنای زندگی بسیارضروری است وهمواره حکیمان انسان رابه خودشناسی فراخوانده اندوعرفان ویاخودشناسی را رمزگشای ورودبه عالم روان وشناخت آن دانسته اند.آنچه گفته آمددرحوزه آگاهی وشناخت خودانسان است.آنان که درراه خودشناسی گامی برنمی دارندراه درست زیستن رادرنخوهندیافت وهرگزتوفیق زندگی خوب رابه دست نخواهندآوردوبه ناگزیرتن به زندگی روزمره وسودجویی وخرافات وراه وروشهای نادرست وتقلیدکورکورانه وبدانجام وزیانبارروی خواهندآورد وهمواره زندگیشان صحنه تنش واختلال ونابسامانی وناخرسندی وناآرامی وفشارهاودغدغه ها واسترسهاست.این خودناشناسان هستندکه برای خودوجامعه وجهان مشکل ودردسرآفریده اندوجنگ وکشتاروخودکامگی ونابرابری وآزاروستم به بارآورده اندوجامعه بشری راناکام وناشادکرده اند.پس شناخت وآگاهی ازخویشتن نیازاصلی برای خوب وخرسندزیستن است ودراین راه می توان ازروانشناسی وتجربه وعرفان مددوبهره جست.آنهاکه به دنیای درون ره نیافته اندهرگزنه خداراشناخته اندونه معنای زندگی ودرست زیستن را،وپیوسته درراههایی گام می گذارندکه آرامش خویش ودیگران رادرسایه سودجویی ودنیاطلبی وخودسری وخودکامگی به خطرمی اندازندوزندگی وجهانِ پرآشوبی می سازند.
دومین آگاهی وشناخت،آگاهی وشناخت ازجامعه ونیازهای آن است.انسان نه تنهابه آگاهی ازخویش بلکه به آگاهی تجربی وجامعه شناسانه ازجامعه بشری نیازمبرم داردوبدون ازاین آگاهی راه زیستن درجامعه وروابط انسانی رابه درستی درنخواهدیافت وبدین گونه جامعه همواره دچارتنش ونابسانی وپدیده های نگران کننده خواهدبود.
جنگ،کشتار،فقر،آزار،ناامنی،دیکتاتوری،تضادطبقاتی،نارضایتی،خشونت وبی نظمی و..وهمه پیامدناآگاهی ازجامعه وروابط ونیازهای واقعی آن است.جامعه رابایدمانندیک پیکرزنده دیدوشناخت ونیازهای واقعی آن رادرک کردوپاسخ گفت تاآرامش وخرسندی ورفاه وشادمانی ورونق وتوسعه وفراوانی درآن روی نمایدوسلامت وتوازن وتعادل اجتماعی به بارآید.بیشترنابسامانیهای جامعه بشری ریشه درعدم شناخت وناآگاهی ازحال ووضع جامعه ودرنتیجه
عدم پاسخگویی به نیازهای واقعی آن دارد…شناخت ودرک درست جامعه ونیازها وروابط آن زمینه سازشکل گیری جامعه سالم وشکوفاست…
سومین آگاهی،شناخت وآگاهی ازطبیعت است.منظورمان ازطبیعت همه هستی منهای انسان است.زمین وآنچه درآن است وسایرپدیده های هستی رابایدشناخت تابتوان به درستی ازآنهابهره بردوزندگی رارونق داد.این همه پیشرفت انسان درزمینه دانش وصنعت وسفربه کرات وساخته های بشری، ازشناخت انسان ازطبیعت وپدیده های هستی سرچشمه گرفته است وانسان باشناخت طبیعت، به زندگی وبهترزیستن خودکمک کرده است.انسان باشناخت پدیده های هستی هم یادمی گیردکه زندگی مسالمت آمیزی باطبیعت داشته باشدوهم برای زندگی وسالم زیستن بهتر،ازآن بهره هاببرد.
بایددانست که زندگی خوب انسان، درسایه این سه گونه شناخت امکان پذیراست ودرغیراین صورت انسانِ ناآگاه ازخویش وجامعه وطبیعت و معنی زیستن،سرگردان ونابسامان وپریشان خواهدزیست وبابرداشتهای نادرست وخرافی راه درست زیستن راگم خواهدکردوتن به بدیها وکژرویهاونابسامانیهاوناخرسندیهاخواهدسپرد.
جامعه امروزبشری که نابسامان وپریشان و گرفتارنابسامانیهاست وهمواره درتنش وناامنی وناسازگاریها ره می سپارد،ازآن روی است که بسیاری از انسانها ازشناخت جامعه و ازشناخت خویش وجهان طبیعت ناتوانندودرتاریکی جهل، همواره برای خودودیگران مسئله ودردسرومشکل آفریده اندوزندگی پریشان ونابسامان
وجهان پرآشوبی را برای خودودیگران رقم زده اند.
اگرخوب بنگریم،امروزکشورهایی بیشترگرفتارجنگ وناامنی وتنش وکشتارندوآشوبندکه این سه گونه فقروناآگاهی بیشتردرآنهادیده می شودوتازمانی که این جوامع ازحقیقت زندگی ودانشهای سودمندوآگاهیهای
سه گانه بی خبرند،سرنوشتی بهترازاین نخواهندداشت وهمواره جهان رادربدی وناآرامی وتنش ونگرانی وناشادمانی نگه خواهندداشت.
محمودمنطقیان۹۷/۱/۱۹

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

این خبر را به اشتراک بگذارید :