پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

گرایش فکری عمده مدیران منصوب شده توسط ایشان  از نوع مهرورزانی است که امتحان خود را بد جوری به ملت پس دادند ؛ رزومه مدیرکل بحران ایشان (مدیرکل بحران دکتر احمدی نژاد) و فرماندار چرام (تمامی سوابق مدیریتی ایشان در دولتهای نهم و دهم بوده است و عضو فعال و موثر ستاد دکتر ولایتی بود) و مدیر کل تحول اداری و…

یادداشتی که می خوانید از سری یادداشت های ارسالی خوانندگان”صبح خرد” می باشد و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست ، می توانید با ارسال یادداشت آن را نقد یا پاسخ دهید.

بزرگی سراسر به گفتار نیست

دوصد گفته چون نیم کردار نیست

۱:برهیچ انسان منصفی پوشیده نیست که ریاست جمهوری دکتر روحانی معلول حضور یکپارچه و همدلانه اصلاح طلبان،در صحنه انتخابات بود.
در حساس ترین و رقابتی ترین انتخابات ریاست جمهوری ایران، اصلاح طلبان،با هزینه ای معادل همه اعتبار و آبروی خویش،توانستند با رای ۲۴ میلیونی،آقای روحانی را برای چهار سال دیگر بر کرسی ریاست جمهوری بنشانند.
طرح آشکار شعارهای اصلاح طلبانه در کمپین انتخاباتی، توسط آقای روحانی،مردم را بیش از پیش امیدوار ساخت و پس از پیروزی،در انتظار تغییراتی جدی،لحظه شماری کردند.
۲:مردم استان کهگیلویه و بویراحمد،همپای و هم رای دیگر هموطنان،در یک حرکت کم سابقه،رای اول را به آقای روحانی تقدیم نمودند.
در این رقابت نفس گیر،کار شبانه روزی فعالان سیاسی اصلاح طلب که به مدد مدیریت درست ستاد انتخاباتی دکتر روحانی در استان شکل گرفت،تاثیری شگرف داشت.
۳:خواسته مردم استان کهگیلویه و بویراحمد،چونان مردم دیگر نقاط کشور، حرکت در مدار توسعه بود و هست.
طرح برند ((تدبیر و امید)) و همراهی نماد کلید،این مردم را امیدوار ساخت.امیدوار به تدبیر و باز نمودن قفلهای بی شماری که در مسیر زندگی تک تک آنها خودنمائی میکرد و میکند.
مردم ما،چشم به دستان روحانی دوخته بودند تا اشتغال را کلید بزند و تولید را رونق بخشد و توسعه را سرلوحه کار دولتش قرار دهد و گره از کار فروبسته این ملک و ملت بگشاید.
۴:قرار گرفتن در مسیر توسعه و حرکت در این مدار،اسباب و لوازمی را میطلبد که در راس آنها،استفاده از مدیرانی کارآمد و عالم است.مدیرانی که الفبای توسعه را بشناسند،از نیازهای مردم آگاه باشند و بر ظرفیتهای مختلف مادی و معنوی جامعه هدف،اشراف داشته باشند.
۵:استاندار،نماد رئیس جمهور در سطح استان است.رئیس کابینه محلی است و اختیارات وسیعی در زمینه های مختلف دارد.
بدیهی است که متناسب با این اختیارات وسیع،باید نسبت به نیازها و همینطور ظرفیتهای مختلف استان،آگاهی وسیعی داشته باشد.
منابع را خوب بشناسد و بر موانع هم اشراف داشته باشد. از ظرفیت نیروی انسانی(بعنوان مهم ترین مولفه توسعه)منطقه آگاه باشد.از منابع زیرزمینی و روزمینی و آبها و کشتزارها و صنایع و….اطلاع داشته باشد.
تاریخ و جغرافیا و خصوصیات فرهنگی و حساسیتهای موجود در فرهنگ منطقه را بداند و برای هر مشکلی،برنامه ای تدوین شده داشته باشد.و البته برای تدوین این برنامه ها و لمس شرایط،لازم است مشاورینی انتخاب کند.مشاورینی دلسوز و توانمند و مسلط.
به نظر میرسد که استاندار، در عمده تصمیم گیریهایش دچار نوعی سردرگمی،شتابزدگی و تزلزل است.عدم شناخت کافی از استان کهگیلویه و بویراحمد(که در عین کوچکی مساحت و جمعیت،به لحاظ بافت عشیره ای و تکثر سیاسی توامان،پیچیدگیهای خاصی دارد)میتواند دلیل اصلی این سردرگمی باشد.
از دیگر عوارض این عدم شناخت و بخصوص عدم شناخت نسبت به پیشینه سیاسی افراد و فعالان سیاسی، عزل و نصب های مدیریتی در دوره ایشان است.
در حالیکه،پس از انتخابات ۲۹ اردیبهشت ۹۶ و کسب رای اول توسط آقای روحانی و همت دو چندان اصلاح طلبان در این کارزار انتخاباتی،انتظار میرفت که وزن اصلاح طلبان در بدنه مدیریتی،سنگینی کند،در عین تعجب،شاهد عزل نیروهای نام و نشان دار حامی آقای روحانی و جایگزینی افرادی با کمترین پایگاه اجتماعی با چهره های شاخص اصلاح طلب استان بودیم.
اشخاص و جریانهائی که در دو انتخابات اخیر ریاست جمهوری، همه اعتبار سیاسی و تمامی پایگاه اجتماعی شان را وقف سبد رای روحانی نمودند، توسط آقای دکتر احمدی،از بدنه مدیریتی حذف شدند تا شاهد بهت مردمی باشیم که به سفارش این نخبگان،به روحانی پیوستند.
عزل فعالان اصلاح طلب حامی دکتر روحانی و جایگزینی آنها با کسانی که یا در جرگه مدیران معجزه هزاره سوم بوده اند و یا از کمترین پایگاه مردمی برخوردار نیستند،میتواند پیامد دو گزاره باشد:
اول:عدم آشنائی نسبت به سپهر سیاسی استان کهگیلویه و بویراحمد و دوم: بی توجهی به مردمی که با هزاران امید به عرصه آمدند و روحانی را پسندیدند.که البته اولی محتمل تر است.
۶:بیش از ۹ ماه از حضور آقای دکتر احمدی در ساختمان استانداری استان کهگیلویه و بویراحمد میگذرد.۹ ماه،فرصت کمی نیست…آنچه در آستین داشت،میتوانست هویدا کند.
امروز،هیچکس نمیتواند از انتقاد زودهنگام سخن بگوید.
نه ماه،زمان اندکی نیست.
در این مدت،میشد با تلاش و رایزنی با اعضا هیئت دولت، یک پروژه ملی و تاثیرگذار را برای استان دست و پا کرد.
میشد،در رشد اعتبارات عمرانی، به آنچه که اندکی از حق مردم این دیار است رسید.میتوانست گامی موثر در حوزه راه یا آب و یا فرهنگ و…. برداشت.
اما افسوس که ۹ ماه گذشت و مردم ما،اصلا احساس نکردند که آیا تغییر مثبتی رخ داده است.
۷:قانون اساسی جمهوری اسلامی،در اصول مختلفی و به صراحت،ارکان نظام را اعلام نموده است.از جمله در اصل ۵۷ که به صراحت بر این استقلال قوا از همدیگر،تاکید دارد.

((قواي حاكم در جمهوري اسلامي ايران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضاييه كه زير 
نظر ولايت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آينده اين قانون اعمال مي‏گردند. اين قوا 
مستقل از يكديگرند.))

با نگاهی اجمالی به اصول مختلف قانون اساسی،مشخص میشود که وظایف نمایندگان به دو حوزه تقنین و نظارت بر حسن اجرای قوانین محدود میشود.
اما شوربختانه،آنچه که در استان ما از دیرباز به غلط رایج شده است،دخالت نمایندگان در بسیاری از حوزه هائی است که اساسا ارتباطی به حوزه کاری آنها ندارد.و البته،مقصر اصلی این راه ناصواب،عقب نشینی های مداوم نمایندگان دولت در ادوار مختلف و از گذشته تا کنون بوده است.
آنچه این روزها،بیشتر از همیشه شاهدش بوده ایم،دخالت نمایندگان در عزل و نصبهای دستگاه اجرائی،در تمامی حوزه هاست.
باید از استاندار محترم بپرسیم که چرا؟چرا از زمان تصدی ایشان تا کنون،حتی یک انتصاب خارج از دایره نظر نمایندگان صورت نگرفته است؟
چرا ایشان به انتصاب لیدرهای انتخاباتی نمایندگان استان در مناصب مدیریتی،اینگونه اهتمام میورزند؟البته شاید سابقه یک دوره نمایندگی آقای احمدی، در این گرایش،بی تاثیر نباشد.
شاید هم ذهن ایشان هنوز در فضای مجلس گرفتار است که اینگونه خویش را متعهد به مجلس میداند تا متعهد به دولت…..!!!

۸:یکی از رویکردهای اساسی دولت تدبیر و امید،رویکرد تعامل در دو عرصه بین المللی و داخلی است.آیا استاندار محترم، بعنوان نماینده ارشد دولت در این استان،این رویکرد را به مرحله عمل رسانده است؟
با کدامیک از شخصیتهای مرجع اجتماعی و با کدامین حزب و جمعیت و نهاد مدنی،دیدار داشته و راهکار خواسته است؟
متاسفانه ایشان حتی نتوانسته است با ارکان اصلی ستاد دکتر روحانی در استان هم تعامل و مشورتی داشته باشد.
مسئله وقتی جالب تر میشود که در جلسه ایشان با فعالان سیاسی،از هر دو جناح فعال اصلاح طلب و اصولگرا دعوت به جلسه مشترک و نظرخواهی نمود.ظاهرا ایشان نمیداند که رویکرد احزاب در انتخابات گذشته چگونه بوده است.
۹:وزارت کشور دربین دستگاههای اجرائی،یک مجموعه منحصر بفرد است.به طوریکه از بدو انقلاب تا کنون،از پتانسیل نیروهای مستقر در سایر نقاط حاکمیت،جهت ارتقا کیفیت مدیریت در بدنه وزارت کشور استفاده شده است و هم اکنون نیز استفاده میشود.
از جمله استاندار محترم و معاونین ایشان که هر کدام از یک مجموعه متفاوت آمده اند.اما با کمال تاسف،استاندار محترم،بدون در نظر گرفتن توانائیهای این اشخاص،بسیاری از این نیروها را به دستگاههای مبدا عودت داده است و این شیوه میتواند به تضعیف توان مدیریتی زیرمجموعه وزارت کشور در استان کهگیلویه و بویراحمد منجر شود و در آینده هم باعث کاهش توان نیروهای اصلاح طلب و اعتدالی در این مجموعه گردد.
۱۰:تکیه کلام همه طرفداران روحانی در انتخابات سال گذشت،این جمله بود که:
((نیمه راهیم،بر نمی گردیم))
اما ظاهرا،آقای دکتر احمدی، عزم را جزم کرده است که به سالها پیش برگردد.دقیقا به قبل از سال ۹۲٫رویکرد ایشان در عزل و نصبها،بیانگر این موضوع است.
گرایش فکری عمده مدیران منصوب شده توسط ایشان، از نوع مهرورزانی است که امتحان خود را بد جوری به ملت پس دادند.رزومه مدیرکل بحران ایشان(مدیرکل بحران دکتر احمدی نژاد) و فرماندار چرام(تمامی سوابق مدیریتی ایشان در دولتهای نهم و دهم بوده است و عضو فعال و موثر ستاد دکتر ولایتی بود)و مدیر کل تحول اداری و……
۱۱:همه بزرگان تاریخ جهان، بدون استثنا،انگیزه را مهمترین رکن موفقیت هر انسانی میدانند.
اما به نظر میرسد که استاندار محترم،از انگیزه لازم برای مدیریت و گره گشائی از مشکلات مردم،برخوردار نیست.
بعنوان یک شهروند منتظر، تاکنون حرکت خاصی از ایشان ندیده ام.جز اندک جلساتی که با توپ و تشر شروع میشوند و با آشتی طرفین پایان میابند.
دریغ از یک خروجی موثر.
چرا؟این بی انگیزگی از کجا سرچشمه میگیرد؟
کسی چه میداند…!!!شاید شایعه این روزها به حقیقت نزدیک باشد که:آقای دکتر احمدی قصد دارد دوباره از حوزه انتخابیه ایلام کاندید شود و تمام ذهن و انرژی اش معطوف به آنجاست!
۱۲:الف:فارغ از مرزبندیهای موجود و خارج از دایره زنده باد و مرده بادهای رایج،با نگاهی کاملا بی طرفانه میشود این سوال را مطرح کرد که؛اصولا پس از حضور جناب دکتر احمدی در استان،چه چیزی عاید مردم شده است؟کدام پروژه جدید را کلید زده است و کدامین مشکل مردم را حل نموده است؟نتایج و یا نتیجه مثبت حاصل از حضور ایشان در این جایگاه،برای مردم چه بوده است؟

ب:بعنوان عضو کوچکی از حامیان دولت تدبیر و امید، به استاندار عزیز یادآور میشوم که:
فرصت خدمت به این مردم، سعادت بزرگی است.این فرصت را دریاب که به فرموده امیرالمومنین(ع):
الفُرصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ، فانتَهِزُوا فُرَصَ الخَیرِ.
فرصت ها مانند ابر بهار زود می گذرند. فرصت های خوب را مغتنم بشمارید.(نهج االبلاغه، حکمت ۲۱).
اگر چه دیر شده است اما مردم بلند همت ما منتظرند.نگذارید این مردم نجیب مایوس شوند.که به فرموده مقام معظم رهبری،ایجاد یاس در بین مردم،خواست و نقشه دشمن است.
دستگاه اجرائی استان،دچار رخوت و سستی شده است.
این دستگاه،نیازمند تحرکی مثبت است.بخش خصوصی، در غیاب سرمایه گذاران داخلی و خارجی،روزهای سختی را میگذراند.پروژه هائی که در چند سال اخیر،جانی دوباره گرفته بودند،به ناگاه در سکوت فرو رفته اند…..
استان ما نیازمند عمل است.
حرف زدن لازم است اما آنچه ما را به توسعه نزدیک میکند، عمل است.برای توفیق شما در عرصه عمل،دعا میکنم.

م.شهریاری

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir) 

این خبر را به اشتراک بگذارید :