پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

 

انتخاب فرماندار شهرستان کهگیلویه و گمادرن داروسازی بی تخصص در امر سیاست و بی تجربه در وادی اجرا باعث شد که تمامی کنش‌گران سیاسی و اجتماعی شهرستان انگشت حیرت به دندان گزیده و هاج و واج از این تصمیم حداقلی بمانند.

یادداشتی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبان سایت”صبح خرد”، می باشد و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست ،می توانید با ارسال یادداشت آن را پاسخ یا نقد کنید.

“شووینیسم، نظری ئیسم و عدم توسعه یافتگی کهگیلویه و بویراحمد”

 

چند سالی ست که با نگاهی موشکافانه به اوضاع کهگیلویه و بویراحمد نظر میفکنم و با همین علم اندکی که دارم به این فکر می کرده و میکنم که چرا این استان نگون بخت با این همه قابلیت در ته جدول رنکینگ توسعه جا خوش کرده و هر روز وضعیت معیشتی و رفاه و رشد اقتصادی آن بدتر و بدتر می شود.
دلایل زیادی در این بین در ذهنم رژه می روند از عدم علم محوری تا مسائل فرهنگی عدیده ای که وجود دارند.از نگاه سنتی سردسیری گرمسیری فرهنگی تا صنعت زوار درفته بی هدف و آبکی.
از مدیریت غیر مدرن و مدیران سنت گرای بی کارکرد تا بوروکراسی کژدار مریز که چرخ های آن را سنتی قطور و فربه هن هن کنان به گردن گرفته و هر چه تلاش می کند نمی تواند حرکتی مفید و محلل داشته باشد.
چه می توان کرد که سرزمین مادری ام را بحران های بی شمار و خودساخته ای در آغوش گرفته و هر روز داغ تازه ای را باید به گریبان خسته و ناتوانش بگیرد.
این روزها مدام این قطعه شعر مرحوم پناهی در ذهنم رژه می رود و یقین دارم که در هنگام سرایش این شعر همین مشکلات این ایل سوگوار در ذهن آن بزرگ مرد هم تکرار می شد.
این سرگذشت کودکی ست که به سرانگشت پا هرگز دستش به شاخه هیچ آرزویی نرسیده است.
بله سرگذشت این دیار زرخیز و مستعد اما خسته از تصمیمات حداقلی سیاست مدارانی کم بنیه و کم مایه همیشه و در همه حال آکنده از تصمیماتی نابخردانه و تعصبی و توام با عقده هایی سنت زده بوده و متاسفانه خواهد بود.
در هفته ای که گذشت متاسفانه شاهد رخدادی دیگر از همین دست در حساس ترین و حیاتی ترین شهرستان این استان یعنی کهگیلویه  بودیم که این بار این ظلم عظیم از دستان نحیف و کوچک سیاست مداری پزشک و آکنده از تعصبات قومی و قبیله ای مصطلح در استان بر سر این مردم زجر کشیده آوار شد و همگان را متعجب و پریشان خاطر کرد.
انتخاب فرماندار شهرستان کهگیلویه و گمادرن داروسازی بی تخصص در امر سیاست و بی تجربه در وادی اجرا باعث شد که تمامی کنش‌گران سیاسی و اجتماعی شهرستان انگشت حیرت به دندان گزیده و هاج و واج از این تصمیم حداقلی بمانند.
بی توجهی به تخصص و عدم تخصص گرایی که به اقوال تمامی بزرگان توسعه و مدرنیته محوری ترین و حیاتی ترین مسأله ای ست که بار توسعه و پیشرفت در بلاد پیشرفته را به یدک می کشد در این استان نگون بخت سالهاست که مورد بی مهری و بی توجهی مسئولین و دست اندرکاران توسعه استان قرار گرفته است.
عدم توجه به تخصص و نوع نگاه سنت زده و تصمیمات حداقلی آکنده از تعصبات قومی و قبیله ای، سردسیری گرمسیری و ظهور پدیده هایی چون نظری ئیسم و تاجگردونیسم این دیکتاتورهای کوچک و نحیف جامعه را به محاق برده و با تصمیمات حداقلی، سد بزرگی بر سر راه توسعه و رفاه این مردم زجر کشیده کشیده اند.
تخصص گرایی که روح مدرنیزم و توسعه بوده در این ملک، به هیچ ارزنی نمی ارزد و در این دیار آفت زده مورد بی مهری و عدم توجه واقع گردیده و به کنجی وانهاده شده است.
تصمیمات حداقلی که اکثریت جامعه از آن متعجب و سرخورده شده اند این فکر را در اذهان جامعه متبلور می کند که تصمیم سازان این تصمیم مگر متوجه نبوده و نیستند که این مدیر در آینده باید در همین جامعه به تصمیم سازی پرداخته و مصوبات دولت را پیگیری نماید. وقتی اکثریت جامعه از این تصمیم ناراضی هستند در فردای امر چگونه مصوبات دولت که بی حضور مردم بر زمین می ماند باید پیگیری و اجرایی شوند.
نیک می دانیم که در این استان سالیان سال است که متولیان امر مردم رو به پشیزی نمی گیرند و اهمیتی برای نظر و نگاه مردم قائل نیستند و فقط در شعار و در متینگ های انتخاباتی به مردم و نگاه و نظر آنها پرداخته می شود.
نیک می دانیم که بار اصلی عدم توسعه یافتگی این استان بر دوش همین تصمیمات حداقلی و همین شووینیسم بیدادگری ست که سرزمین یکپارچه کهگیلویه و بویراحمد را تکه پاره کرده و مردم را مقابل همدیگر قرار داده ست.
بر همگان واضح و مبرهن است که در مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد چه نگاه و چه رویکردی نسبت به سایر مناطق استان جا خوش کرده است.
این همه تعصب و وادادگی ماحصل تصمیمات همین مدیران بی تخصص و سردرگم در امر مدیریت اجرایی استان است.
نیک می دانیم و با چنین تصمیماتی فهمیده ایم که مدیر ارشد استان مدیریت این استان را رها کرده و تمامی تصمیمات ماحصل فکر و نگاه سیاست زده و آکنده از تعصب همین مدیران حداقلی ست که روزگار درازی ست با این تصمیمات جگر این سرزمین مظلوم را خون کرده و راه را برای عدم توسعه این ملک باز کرده اند.
مگر می شود در این روزهای این دنیای پر از اتفاقات شگرف خرد جمعی را از سپهر مدیریتی بیرون انداخت.
خرد جمعی در مدیریت تخصصی و علمی عاملی تعیین کننده ست.
البته که حق طبیعی و واقعی هر مدیری ست که مدیران زیردستی خویش را انتخاب کند اما مدیریت اصولی و علمی امری اسلوب مند و مولفه گرا ست.
با کدامین اسلوب و کدامین شور جمعی یک داروساز بی تجربه در امر مدیریت اجرایی و بی تخصص در وادی سیاست را به مدیریت حساس ترین شهرستان این استان گمارده اید؟؟
با کدامین اسلوب اینگونه شتاب زده و به دور از اخلاق انسانی، مراسم تودیع و معارفه برگزار کرده و مردم را عزادار اینچنین تصمیمات عجولانه ای می کنید؟؟
بیشتر از این مسائل استدلالات ضعیف معاونت سیاسی در دفاع از گماردن فرماندار داروساز کهگیلویه جگر مردم را سوزانده و آنها را مأیوس ساخته است.
انتخاب یک داروساز به دلیل اختلافات موجود در کهگیلویه به جوکی می ماند که هر جنبنده ای از این استدلال متحیر می شود.
با این همه نیرو مستعد و متخصص و کاربلد در امر مدیریت سیاسی در شهرستان کهگیلویه و با توجه به تاکیدات رئیس محترم دولت بر بومی گزینی چه حاجتی به این چنین انتخاب های ضعیف و بی پشتوانه علمی و تخصصی، آن هم در این برهه حساس و در این شهرستان حساس بوده است.
مگر نه این است که شما وامدار دستاوردهای خون هزاران شهید و نظام جمهوری اسلامی ایران، باید همه امورات را با توجه به قول امام راه حل با مردم و صاحبان امر و کنشگران سیاسی در میان گذاشته و مردم را ولی نعمتان این نظام بدانید.
این همه دیکتاتوری و عدم توجه به رای و نظر مردم آن هم در دولتی که رئیس دولت این قدر بر مناسبات دموکراسی خواهی و مردم سالاری تاکید موکد می کند جای بسی تعجب دارد.
با هر سنجه و با هر میزانی که به این رویه مدیریتی نگاه کنیم جز سر شکستگی و یاس چیزی عایدمان نخواهد شد.
دستگاه اجرایی که معاونت سیاسی اش پزشک و فرماندارانش داروساز باشند معلوم است که به ناکجاآباد رهنمون خواهد شد.البته که پزشکی و داروسازی تخصص هایی مهم و حیاتی در مدیریت و توسعه و سامانی هر ملکی ست و این عزیزان زحمت کش یقینا بار زیادی جهت به سامانی جامعه بر گردن دارند اما پزشکی که صد و اندی واحد درسی در زمینه فیزیولوژی و آناتومی و فارماکولوژی و قس علی هذا گذرانده است و تجربه ای هم در زمینه مناسبات مدیریت امر سیاست ندارد و در نظام حزبی کارآمدی هم رشد و نمو پیدا نکرده است چگونه به خود جرأت می دهد که این بار سنگین را بر دوش بکشد. قطعا و یقینا در این وادی حتما کمیتش لنگ شده و مدیریت اینچنینی فشل را بر دولت و مردم تحمیل خواهد کرد.
تخصص گرایی و توجه به تخصص در جامعه دقیقا معنایش همین است که هر کسی که در امری مبادرت به اخذ تخصصی می نماید در جایگاهی مرتب با همان تخصص باید به کار گمارده شود. این مهم روح توسعه طلبی و پیشرفت در جوامع پیشرفته بوده است.
متاسفانه با توجه به وضعیت کژدار و مریز تحزب گرایی در این ملک نمی توان ادعا داشت که این افراد سیاست و امر مدیریت سیاسی را در یک بستر اجتماعی سیاسی کارآمد کسب نموده و تجربه لازم را بدست آورده باشند.
پس بی توجهی به تخصص گرایی و تاکید بر سیکل باطل شووینیسم افراطی مصطلح در این استان نگون بخت جا را برای افرادی کم تجربه و بی تخصص باز نموده و هر روز باعث و بانی اینچنینی مصیبت ها و ناملایماتی در عرصه سپهر سیاسی اجتماعی استان شده است.
جا دارد که همه افراد آگاه و دلسوخته این استان اجازه ندهند که افرادی از این قماش هر روز با تصمیمات نابخردانه خویش این وضعیت نابسامانی را ادامه داده و هزینه های گزاف و غیر قابل جبرانی را بر این مردم زجر کشیده تحمیل کنند.
به امید روزی که نام و نگار این استان مستعد و با قابلیت از ته جدول توسعه کشور به صدر جدول توسعه ایران صعود کرده و نامش بر صدر این جدول منقوش و مزین گردد.

عنایت شیخی
تیرماه ۱۳۹۷

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir) 

این خبر را به اشتراک بگذارید :