پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

یادداشتی که میخوانید از سری یادداشت های اجتماعی نویسنده خوش ذوق استان “سید غلامعباس موسوی نژاد” است که با نگاهی خاص و متفاوت به محیط اجتماعی اطراف خود و ما به رشته ی تحریر در آورد.

به گزارش“صبح خرد”، متن این یادداشت اجتماعی بدین شرح است ؛

حقیقت جویی، در جامعه ما جای خود را به هماهنگی و همرنگ دیگران شدن داده است. در مصاحبه های صدا وسیما، این هماهنگی در کلام مردم ما هویداست. بگونه ای که همه مصاحبه گران، مانند هم فکر می کنند ومانند هم حرف می زنند، مثل اینکه حرفهای فرد قبل را بازگو می کنند. در جوامع ایدئولوژیک معمولا جهت گیری ها یکسان است و افراد سعی دارند مانند هم بیاندیشند، چون منافعشان در خطر می افتد، اما در جوامع آزاد معمولا مردم راحت تر عقاید خود را بیان می کنند و کمتر مانند هم می اندیشند.

نصیحتی برای خودم

جستجوی حقیقت
بسیاری از ما، در طول روز، با هم گفتگو می کنیم، گاهی این گفتگو ها با موضوعات سیاسی ، حزبی و گاهی بدون موضوع مشخص، اتفاق می افتد و معمولا با رنجش و دلخوری پایان می یابد. از هر دری سخن به میان می آید، نقل وقول یک مداح، نقل وقول یک گوینده رادیو یا تلویزیون مبنای استناد می شود و براساس آن عقیده استواری زیر سوال می رود یا درموردش تصمیم گیری وقضاوت می شود.

بسیاری از ما در مباحث در پی حقیقت جویی نیستیم، در پی برتری جویی وغلبه هستیم. دنبال دسترسی به حقیقت نیستیم، دنبال غلبه برحریفیم بعضی، با ترفند های سوفسطائیان بیان می کنند که عقیده هرکسی محترم است و هرکسی حق دارد، هرگونه که دوست دارد رفتار کند.البته عقیده در مقام بیان، ودر هنگام تبادل افکار، محترم است اما در مقام عمل، عقاید دیگران ، حقوق دیگران و قوانین اجتماع آنرا محدود می کنند، در نتیجه هرکسی نمی تواند هرگونه فکر می کند، دست به عمل بزند. فرض کنید فردی به عفت اعتقادی ندارد، نمی تواند در ملأ عام خلاف عفت عمومی رفتار کند یا بی عفتی را جار بزند.
واقعیت این است که حقیقت جویی ورسیدن به حقیقت موضوع ، بدون آمادگی روانی وعقلی، کمتر تحقق می یابد.
به عنوان مثال: فردی می خواهد ثابت کند که حکومت فلان مدیر، از فلان کس بهتر بوده است و فقط با ذکر قیمت یک جنس یا طرح موضوعی کم اهمیت مانند احداث فلان ساختمان اداری درصدد اثبات حقانیت مدیر مورد نظر خویش است.
فرد حقیقت جو، باید ابتدا تلاش کند، خودش را بشناسد و تمایلات متعصبانه وجهت گیری حزبی و قبیله ای وصنفی خود را کنار بگذارد. در حوزه اندیشه نباید به عواقب یک اندیشه اندیشید، سرانجام گرایی برای اندیشیدن سمی مهلک است. اگر یک اندیشمند فکر کند که من به گونه ای بیاندیشم که مصلحت ایجاب می کند ویا منافعی در پی داشته باشد، باید با قهر وغضب اورا از حوزه اندیشه بیرون انداخت.
بسیاری از ما به قول مرحوم شریعتی، عوام زده هستیم . بدین معنی که آنگونه می اندیشیم که پسند عوام باشد یا در جامعه مقبولیت داشته باشیم. اما فرد حقیقت جو، شایسته است، از حب وبغض ودلبستگی ونفرت خالی گردد* . تمایل وتعصب آدمی به اندیشه اش نباید اورا از جستجوی حقیقت باز دارد. اندیشه ها در واقع متعلق به کسی نیستند. گاهی اندیشه ای از ذهن کسی ترواش می شود وآنرا ثبت می کند، پخته می کند، اشکالاتش را می زداید و آنرا عرضه می دارد. اما همین اندیشه در ذهن فلان فرد نقش بست ولی آنرا ثبت وضبط نکرد و به تنقیح وتصحیح آن نکوشید ودر گذر زمان آنرا فراموش کرد، ولی هنگام مطالعه اندیشه دیگران متوجه یاد آوری آن می شود.به قول فلاسفه یونان( اندیشمندان قابله هایی هستند که کمک به زایش افکار در دیگران می کنند).
حقیقت جویی، در جامعه ما جای خود را به هماهنگی و همرنگ دیگران شدن داده است. در مصاحبه های صدا وسیما، این هماهنگی در کلام مردم ما هویداست. بگونه ای که همه مصاحبه گران، مانند هم فکر می کنند ومانند هم حرف می زنند، مثل اینکه حرفهای فرد قبل را بازگو می کنند. در جوامع ایدئولوژیک معمولا جهت گیری ها یکسان است و افراد سعی دارند مانند هم بیاندیشند، چون منافعشان در خطر می افتد، اما در جوامع آزاد معمولا مردم راحت تر عقاید خود را بیان می کنند و کمتر مانند هم می اندیشند.
بسیاری از ما در مباحث مطرح شده در دنیای مجازی استناد می کنیم و  تواتر وتکرار یک مطلب را به مثابه حق بودنش می پنداریم و بعضی هم از نبود اطلاعات دقیق در حوزه های دفاعی، ارزی، امنیتی و غیرشفاف بودن وضعیت اقتصادی برای برتری خویش بهره می جویند. طبیعی است وقتی فردی نداند ذخیره ارزی امروز کشور چقدر و در زمان فلان مدیر چقدر بود، وقتی نداند شاخص توسعه در زمان فلان کس چقدر وامروز چقدراست، وقتی بسیاری از مسایل اقتصادی واطلاعات مالی جزء حوزه امنیتی و مصلحتی کشور است، بحث کردن و نظر دادن عملا کاری بی فایده و ناسودمند است.

یعنی ما بر سر مسایلی بحث می کنیم که مبنای اطلاعاتی دقیقی نداریم* ونمی توانیم با مقایسه پارمترهای اقتصادی به نتایج واضحی برسیم. مثال ساده اش نرخ تورم نقطه ای و یا اعلام نرخ تورم است که آنچه ما، به عنوان مردم، درک می کنیم با آنچه بانک مرکزی می گوید فاصله فراوان دارد. ازنظر ما قیمت پنیر سه برابر شده ،یعنی سیصد درصد رشد کرده از نظر آنها رشد تورم منفی بوده است وقس علیهذا….
در عین حال حقیقت جو، شایسته است غبار از چشم بزداید و بر مبنای امور یقینی و قطعی دنبال حل یک مسئله یا دریافت نتیجه باشد. گاهی فردی که تمام عمرش در زیر سایه پدر ومادرش زیسته وبه آنها تعلق خاطر دارد وحتی آنها را اسطوره می پندارد، می خواهد در مورد پاک دامنی پدر ومادرش یا سایر امورشان قضاوت کند، البته بدون پیش داوری وعاقبت نگری نمی تواند به حقیقت دست بیابد. مثلا اگر ثابت کند که والدینش اهل ناپاکی بودند، هویت خودش مخدوش می شود ودر نتیجه دچار عاقبت اندیشی و فرجام گرایی می شود. از دیگر سو، با این پیش داوری سراغ یافتن حقیقت می رود که والدینش پاک دامن بوده اند و بالطبع از نظر روانی، در سدد اثبات این فرضیه است و به شائبه های مطرح شده بصورت ناخودآگاه، بی توجهی می نماید، در نتیجه به همان نتیجه ای می رسد که خود از پیش تر در خاطر داشت . اگر کسی می خواهد در حوزه های دینی و تعصبات قبیله ای به حقانیت مطلبی پی ببرد، شایسته تر است، خود را از هر قید و بندی آزاد کند وبه عنوان یک محقق بیرونی و برون حوزه ای به جستجوی حقیقت مشغول شود.  ذهن آدمی معمولا دنبال تأیید نظریات قبلی است که آرامش ذهن را در پی دارد و کمتر دوست دارد فضای آرام خویش را به عقیده متضادی دچار آشوب کند. گاهی شنیده می شود که افراد می گویند همانطور که فکر می کردم فلان موضوع اینگونه بود، ولی واقعیت این است که *فرد دنبال تأیید فرضیه ذهنی* *خویش* بوده است. گاهی فردی نسبت به کسی از نظر احساسی مشکوک می شود و همه دلایلی که می یابد، مؤید وتایید کننده احساس بوجود آمده هستند. این فرد نمی تواند به حقیقت دست بیابد.
حقیقت جویی نوعی بلوغ عاطفی، عقلی را می طلبد که فرد حقیقت جو، بتواند فارغ از پیش و پس داوری دنبال حصول نتیجه ای و فارغ از عواقبش باشد.
فارغ از عواید وعواقب نتایج حاصله، دنبال بدست آمدن حقیقت باشیم و نگذاریم عواید حاصله و آرامش ذهنی، مانع دسترسی به حقیقت تلخی شود که سالها از آن غافل بوده ایم.

 غلامعباس موسوی نژاد

 

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

 

این خبر را به اشتراک بگذارید :