پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

موسسات مالی و اعتباری که به جای حل مشکلات مالی مردم شرایط زندگی را برای آنها به مراتب سخت هم می کنند و آنها را از شهروندانی مشکل دار به شهروندانی مشکل دار بدهکار تبدیل می کنند.

به گزارش“صبح خرد”، در حالی که شرایط سخت اقتصادی و معیشیت این روزها خاطر مردم را به شدت آزرده کرده و مشکلاتی از قبیل بیکاری مضاف بر آنها روح و روان مردم را می خراشد در گوشه گوشه شهرهای استان موسساتی با عناوین و اسم های مختلف و گاهی مقدس با تبلیغات فراوان از عدم آگاهی مردم سو استفاده کرده و با جذب سرمایه مردم و ترغیب و تشویق به سپرده گزاری بعد از گذشت چند ماه وام های به ظاهر با سود کم اما در واقع با سود ویرانگر با اخذ وثیقه های سنگین و ضمانت های محکم پرداخت می کنند که دقت در چگونگی و شرایط سپرده گزاری و پرداخت در آنها و مقایسه آنها با سود وام های کشورهای دیگر و حتی سایر بانک های عامل دولتی تفاوت چشمگیری  خواهد داشت.

نصب بنرهای فراوان اغوا کننده ، توزیع گسترده بروشورهای تبلیغی و سایر روش های جذب با عناوین مثل پرداخت وام با سود ۴ درصد یا پرداخت وام با سود ۸ درصد بدون ضامن و سایر روش های این شکلی مردمی که با صدها مشکل مواجه هستند را روانه این قبیل موسسات مالی می کنند و گاهی دیده می شود خانواده ای جهت حل مشکل درمان یا تحصیل و حتی مسکن خود با سپرده همه ی سرمایه خودبعد از مدتی با مراجعه به همان موسسه ای که چند ماه پیش با روی باز و گشاده پولش را جهت اخذ تسهیلات سپرده کرده گاها با رفتاری غیر قابل قبول و به اصطلاح نگاه از بالا مواجه می شود که روانش را به هم می ریزد.

بعد از طی این فرایند سخت تازه شروع مشکلات شهروندی است که خود مشکلات فراوانی داشته که منجر شده مایوسانه و برای حل مشکلش به چنین موسساتی مراجعه کند .تشکیل پرونده و اخذ وثیقه شروع  حرکتی است که شهروند مشکل دار ناخواسته گرفتارش شده است و مهمترین مشکل وی پیدا کردن ضامنی است که باید در هیچ بانک یا موسسه ای بر اساس استعلام های داخلی خود موسسه و بانک مرکزی بدهی نداشته باشد که با توجه به اینکه بدهکار بودن اکثریت قشر کارمند که خود از ضعیف ترین اقشار جامعه هستند تقریبا امر طبیعی است ، پیدا کردن ضامن خود هفت خوانی است که هر خوان از خوان پیشین سخت تر است.شهروند مشکل دار با هر سختی و مشقتی بالاخره ضامن یا ضامنین مورد نظر بانک یا موسسه را پیدا می کند و نوبت دریافت تسهیلات می شود که هیچگاه هیچ کس نفهمید مبنای پرداخت و نوبت دهی چگونه است که این خود داستان دیگری است.

بعد از واریز وام به حساب شخص مورد نظر و قسط بندی تسهیلات مشاهده می شود که نرخ سود این وام در واقع چندین برابر آن چیزی است که در بنرها و تبلیغات مشاهده میشد یعنی درصدی از وام تا پایان آخرین قسط در حساب بلوکه می شود و قسط اول قبل از سر رسید آن در حین واریز تسهیلات برداشت می شود و نهایتا با هر سختی مبلغی به حساب شهروند واریز می شود که مسکنی است بر دردهای فراوان وی و پس از مدتی که موجودی ته کشید و زمان اولین قسط فرا رسید تازه متوجه می شود که چگونه می تواند مقدار قسط این قدری را در مدت زمان چند سال پرداخت کند که این اولین ضربه روحی شدیدی است که به وی وارد می شود .

معمولا پرداخت اقساط اقساط اولیه مشکلی را ایجاد نمی کند و شهروند مورد نظر که برای مدتی به شکل موقت مشکلش حل شده است خیلی روی موضوع حساس نمی شود اما گرفتاری واقعی از زمانی آغاز می شود که وی قادر به پرداخت اقساط نیست و اگر در این زمان مشکل جدیدی برای وی به وجود نیاید همین پرداخت اقساط کمر وی را می شکند تازه اگر مشکل جدیدی برایش بوجود بیاید که با شرایط فعلی اقتصادی و معیشت بعید نیست شروع تعویق اقساط با سود حاصله آغازی است برای زمین گیر کردن شهروند مشکل داری است  که اینک به شهروند مشکل دار بدهکار تبدیل شده است.

عوارض جانبی اجتماعی مسدود کردن حساب ضامنین و تماس های تلفنی موسسه ذی النفع در کنار پیامک های گاه و بی گاه و جنون آمیز تهدید به دادگاهی کردن کارمند ضامن آرامش کارمند و خانواده وی را رسما به هم می ریزد و چاره ای جز متوسل شدن به شخص بدهکار جهت مراجعه به بانک و تعین تکلیف وام ندارد که اکثریت اوقات نه در دسترس است نه توانی برای پرداخت اقساط معوق و سود ویرانگر آن دارد ؛ وجود پرونده های فراوان در مراجع قضایی خود گویای این دردی است که گریبان گیر جامعه ما شده است.

تشویق کردن مردم به سپرده گزاری و پرداخت سود کلان از طرف همان موسسات که نهایتا به تعطیلی و توقف پرداخت سود و نا معلومی سپرده ها منتج می شود  خود داستانی است که همگان از از آن اطلاع دارند.

صاحبان این موسسات با هر روشی و با اتکا به قدرت رانتی خود و منابع سرشاری که معلوم نیست چگونه به دست آوردند با هر روشی منابع محدود مردم را جذب کرده و آنها را از شهروندان مشکل دار به شهروندان مشکل بدهکار تبدیل کردند و مشخص نیست این حجم گسترده موسسه مالی و اعتباری با عناوین مختلف برای یک استان کوچک محروم و کم جمعیت چه توجیهی دارد و چرا مدیران مالی و اقتصادی استان اجازه تاسیس به این مراکز مالی را می دهند و مهم تر اینکه چرا نظارتی به عملکرد آنها صورت نمی گیرد؟

هیچگاه برای مردم معلوم نشد و احتمالا هم معلوم نخواهد شد سرنوشت سپرده های که از مردم به بهانه پرداخت سود زیاد دریافت کردند چه می شود و پشت پرده این اقدامات جنون آمیز چه کسی یا چه کسانی قرار دارند.

در دهدشت همیشه محروم و مظلوم وجود تعداد زیادی بانک دولتی و ده ها موسسه مالی و قرار گرفتن در بهترین نقاط این شهر برای حل کدام مشکل مردم است ؟

تقریبا در اکثر خیابان های شهر دهدشت و سایر شهر استان این موسسات و سایر بانک ها با کارمندانی با لباس های اتو کشید و قیافه های حق به جانب اعصاب مردم را هر روز بیشتر از دیروز به هم می ریزند و هیچ کس نه پاسخ گوی عملکرد آنهاست و نه پاسخگوی رفتارشان !

چرا هیچ کس حاضر نیست پاسخ دهد که وجود این همه موسسه و بانک که مثل مکش های قدرتمند منابع محدود مردم را می مکند چه توجیهی دارد؟

مردمی که خود به هر دلیل هزار درد و مشقت دارند چرا باید تامین کننده منابع موسسات و بانک های باشند که در ارائه خدمات به مردم همیشه می لنگند و در وقت ارائه تسهیلات به کارمندان خود حاتم طائی می شوند و وام های با سود کم ،اقساط بلند مدت و مبلغ قسط پایین پرداخت می کنند؟استاندار کهگیلویه وبویراحمد بهتر است به جای شعار و تشر زدن های بی تاثیر اقدام عملی در جهت حل مشکلات مردم در این مورد داشته باشد و از سازمان ها قضایی عاجزانه می خواهیم هم به عملکرد این موسسه ها و بانک ها و هم به شیوه ای مناسب به رفتار کارکنان آنها نظارت و دقت بیشتری داشته باشد.

 

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)