پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

جهاد کشاورزی از اداره راه، استعلام می کند، اداره راه از اداره برق، اداره برق، از جهاد کشاورزی و همه با هم از اداره مالیات، منابع طبیعی و…. استعلام می کنند. هر درخواستی بعداز گذشت چند ماه، تبدیل به پرونده قطوری شده و عده ای در ادارات مسئول بایگانی و نگهداری از پرونده ها و استعلامات هستند. جالبترین نکته این است که استعلامات، دایما، باید به روز بشوند و مدیران جدید، در موردشان، اظهار نظر کنند….

مدت هاست، مردم ما شاهد گزارش های عریض و طویل سازمان تعزیرات، صنعت و معدن و تجارت، بازرسی ادارات، بازرسی استانداری، سازمان بازرسی و… هستند که در فلان سال، این تعداد متخلف را به این مقدار، جریمه کردیم و چنین و چنان کردیم و…
مثال : فردی به مغازه ای ، شرکتی، و…مراجعه می کند و بسته پنیری را دو برابر قیمت بازار، می خرد. خریدار بعداز اینکه متوجه گرانی بی دلیل کالا شده، اقدام به شکایت می کند. فلان سازمان مربوطه، ده برابر قیمت پنیر، فروشنده را جریمه می کند.
خریدار زبان بسته، هم با دشمنی و اردوکشی و گاها درگیری با فروشنده مواجه است. یعنی غیراز گرفتاری شکایت و رفت و آمد به نهادهای بازرسی، از طرف فروشنده و بستگانش تهدید و… می شود . اما، بعداز انجام مراحل قانونی، اختلاف قیمت پنیر و هزینه های شکایت، دادرسی، رفت و آمد و… را دریافت نمی کند…..
پس از این، چه اتفاقی می افتد، افراد جامعه، تصمیم می گیرند که دست از شکایت، بردارند و مسئولیت اجتماعی خود را به خاطر دردسرهایش، کنار بگذارند. مقصر اصلی این بی تفاوتی در جامعه ما، قانونگذاران محترم هستند….
مدت هاست، می شنویم که فلان کس چند هزار ریال، اختلاس کرده است، نتیجه دادگاهی و اجتماعی اش، انتشار علایم اختصاری ح،ف ، ب، ز و… است . حالا با این پیش فرض که بابک زنجانی وامثالهم، اعدام شوند، چه سودی به حال بنده مال باخته دارد؟ چه سودی به حال فلان کارمند دارد که به علت بدهکاری دولت، حقوقش پرداخت نمی شود؟ این تکنیک و این روش، روش برطرف کردن علت نیست. روش توجه به معلول و پرداختن به معلول علت است. یعنی روشی منفعل و پسا فعالی در حادثه است. رفتارهای منفعلانه کلانتری ها ، ادارات ،هلال احمر و… تمامی ندارد. هلال احمر، بعد از حادثه ای، اجساد و جانباختگان را، به بیمارستان منتقل می کند. هلال احمر، در علت اتفاق، چگونگی جلوگیری از تکرار مجدد اتفاق، هیچ نقشی ندارد و حادثه، ربط به نهادهایی دارد که در صحنه حاضر نمی شوند. درنتیجه مشکلات متعدد، برای چندمین بار تکرار می شوند و برای چندمین با به همان روش قبلی و منفعلانه منتظر اتفاق می نشینیم وبعد حادثه، وظیفه خود را به نحو احسن، انجام می دهیم. این روش، افراد جامعه را از سیستم، مأیوس می کند و ناکارآمدی سیستم را به ذهن تداعی می کند. رسانه های بیگانه هم، به اندازه کافی، سوژه برای تمسخر ملت ایران، پیدا می کنند. مردم ما هم، الحمدالله، ید طولایی در تمسخر و تحقیر خودشون دارند و دایم فرهیختگی مردم سایر کشورهای پیشرفته را به رخ همدیگر می کشند، که مردم ژاپن چنین و چنانند. جنگل های سوییس و فنلاند و دانمارک و فلان کشور تمییز و جنگل های شمال، آلوده و کثیفند. یک نفر از همین مردم، از خودش نمی پرسد که مگر در کشور سوییس، دولت جنگل ها را تمیز می کند؟ در هرجایی که نظافت و زیبایی هست، مردم رعایت می کنند و زباله نمی ریزند و ربطی به دولت ها ندارد.
اما، در سیستم معیوب جامعه ما، دولت و ملت ما منتظر همدیگرند. مردم منتظرند، دولت فرهنگ سازی کند، تا مردم رعایت کنند و دولت منتظر است، ملت ما فرهیخته و صاحب فضیلت شوند تا آنها بتوانند، بهتر مدیریت کنند. سیستم معیوب، تکنیکی معیوب و موقتی را برای حل مسئله، در پیش گرفته است. متاسفانه دولت محترم، به عوض اینکه خود را خادم ملت بداند و در صدد هماهنگی با آنان باشد، می خواهد قدرت بروکراسی خود را به مردم تحمیل کند. هر کسی، هرچیزی بخواهد، یا مطالبه ای داشته باشد، وارد یک سیستم بروکراسی پیچیده و استعلامات متعدد و مشروط می شود و مردم ، دایما از این اداره به اداره دیگر، برای گرفتن استعلامات قانونی در رفت و آمدند.
به عنوان مثال: جهاد کشاورزی از اداره راه، استعلام می کند، اداره راه، از اداره برق، اداره برق، از جهاد کشاورزی و همه با هم از اداره مالیات، محیط زیست، منابع طبیعی و…. استعلام می کنند. هر درخواستی بعداز گذشت چند ماه، تبدیل به پرونده قطوری شده و عده ای در ادارات مسئول بایگانی و نگهداری از پرونده ها و استعلامات هستند. جالبترین نکته این است که استعلامات، دایما، باید به روز بشوند و مدیران جدید، در موردشان، اظهار نظر کنند….
صنعت و معدن می گوید، فلان اداره مسئول نرخ گذاریست، استانداری می گوید، صنعت و معدن مسئول نرخ گذاریست، بازرسی می گوید، باید فلان اتفاق، پیش بیاید، تا ما دخالت کنیم و این سیکل معیوب، موجب سردرگمی و اتلاف وقت مردم می شود.
در کشور ما، یک نهاد و سازمانی که فقط برای یک بار، بگوید ما متولی ، پاسخگو و مسئولیم و از مردم پوزش می طلبیم، وجود ندارد.
بسیاری از مسایل مملکت ما، ما را به یاد مسئله فلسفی دو قرن قبل از میلاد می اندازد، اگر الف منتظر ب و ب منتظر ج و ج …، هرکدام منتظر حرکت دیگری باشند، و حرکت هر کدام، مشروط به حرکت دیگری باشد، هرگز!! حرکتی صورت نخواهد گرفت.
ظاهرا، ما ایرانی ها، فوتبالیست هایی مادرزاد و حرفه ای هستیم، همه از کودکی یادگرفتیم، توپ را در زمین دیگران بیاندازیم و مردم را به همدیگر، پاس بدهیم.
لطفا !!
دست از پاس دادن ها، برای رفع مسئولیت، برداریم و یک بار، مسئولیت کارمان را به عهده بگیریم.

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

این خبر را به اشتراک بگذارید :